تبليغاتX
ღ♥ღبرای تو که هرگز ندیدمتღ♥ღ
I am always here for you
 

به اون ظالم بگید نفرین این دل

     تا عمر دارم براه زندگیشه

bye for ever

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:51  توسط رضا 

وقتی سازو میزدم

گریه هام هوار زدن

تو توی تخت کسی خوابیده بودی

فرق من با اون چی بود

که فروختی باز منو

به یه مشت کثافت

بچه پولدار حروم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 22:42  توسط رضا 

دلتو چند فروختی ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:2  توسط رضا 

عکستم پاره کردم که دیگه نگات نکنم

عروسک بی وفا

ای کاش وفا رو از سگای تو خیابون یاد میگرفتی

آره

عکستم پاره کردم که یادی ازت دیگه نکنم

فقط یه زخم مونده ازت یادگار

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 21:32  توسط رضا 

یه معادله تو مخ من نمیگنجه

چجوری تونستی با یکی دیگه هم باشی؟

...........

خوب بازی کردی دو سه سال نقش شبه رو

خواستی عاشقم کنی با نقش تقلب

اسمت یادم میاد میشم غرق تنفر

..........

همه دخترا پستن

همشون دورو هستن

............

 خدا جون تاحالا هیچ فکرشو کردی,اگه من تو این دنیای کثیفت نمیومدم چی میشد؟

راستی تو اصلا به کارایی که میکنی,فکرم میکنی؟

هر کاری دلت خواست میکنی و اسمشو میزاری»حکمت«

کاش به من میگفتی حکمت اون بچه ای که میره زیر چرخهای ماشین چیه؟

حکمت آوردن من به این دنیای کثیفت چیه؟

از این دنیات و آدمای دنیا پرستش خسته شدم

یه پالس میبریم اون دنیا

تخت مردشور خونت از تخت پادشاهی برام با ارزشتره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 0:40  توسط رضا 

تو از عشق چی میفهمی؟

فقط بلدی بنویسیش

ع.ش.ق

اونم باید از معلم کلاس اولت تشکر کرد

که بهت یاد داد حروف و سر هم کنی و هر روز به یکی بگی عاشقم

.............

روزی دوستت داشتم و

حال متنفرم

از خود

که

چرا عاشق هرزه دلی چون تو بودم

..........

دلم اگه بخواد واسه تو هرزه دل بیقراری کنه از سینه درش میارم


از اسباب بازیات خسته شدی داری با احساس من بازی میکنی؟ Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 17:32  توسط رضا 

میگم خیلی دوست داری طناب دار تو گردنم ببینی

آره؟

فکرشو کن

اون پایین واسی و

دونه دونه پله ها رو بشمری تا طناب دار من

۱۰

۹

۸

۷

.

برو پیرهن مشکیتو بپوش

آخه رنگ مشکی خیلی بت میاد

حالا چه فرقی میکنه واسه من پوشیده باشیش

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 23:4  توسط رضا 

خاک را در آغوش میگیرم

به خیال

آغوش گرم تو

حسرت بوسه از لبانت را چه کنم؟

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 22:57  توسط رضا 

میگم ممنون که به این زودی آخر خطو نشونم دادی

حالا  چرا دعوا داری

الان پیاده میشم

خودم میدونم اینجا آخر خطه

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 22:50  توسط رضا 

دلم میخواست خودمو سیر ببینم

میدونی کجا؟

توی چشمای قشنگ تو

چشمایی که دلم میخواد برم و اونجا بمونم واسه  همیشه

forever my nice

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 20:28  توسط رضا 

Image and video hosting by TinyPic

یادش بخیر

همین 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 20:9  توسط رضا 

فرقی  نمیکنه  اشک  بریزم 

یا لبخند به  لب داشته باشم

وقتی میخندم دوست دارم در کنار تو باشم

و

وقتی اشک میریزم

به شونه هات نیاز دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 21:39  توسط رضا 

برای تویی که هرگز ندیدمت

برای تویی که ندیدمت ولی خواستمت

...

خواستم که بخواهمت

برای تویی که به ندیدنت عادت نمیکنم

برای تویی که راه را از بیراه نشانم دادی

برای تو مینویسم

بمان با من تا فرداهایمان را با هم به انتها برسانیم

.....نمیتونم بگم شما چیکار کنم خب.....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 19:55  توسط رضا 

با تمام وجود فریاد میزنم که دیوانه وار دوستت دارم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 19:44  توسط رضا 

دستم بگیر

تا گرمای دستانت را با تمام وجود حس کنم

اما

یادت باشد

 که

دستانم را هرگز رها نکنی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 19:42  توسط رضا 

تا آخر خط باهات میمونم رضا
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 23:18  توسط نیلوفر 

ردپاهایت روی آسفالت های خیابان ما

نه

اینجا خبری از شن های ساحلی  نیست

رد پایت را میبویم

و دیوانه وار میبوسم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:18  توسط رضا 

جالبه خودشون لباس  وارد میکنند

بعد تو خیابون جمعش  میکنند

یه جورایی  میخوان بیکار نباشن دیگه

موفق ...

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:12  توسط رضا 

واسه  خنده هام دلیل زیاد داشتم

بچه که بودم با یه اسباب بازی دلم شاد میشدوبا یه بستنی یخی خر میشدم

ولی امروز

واسه اشک و گریه هام فقط  یه دلیل دارم

تو

تو

تو

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 22:49  توسط رضا 

شام آخر را بی تو آغاز میکنم

تمام عشقم را در جام لبریز از شرابم میریزم

و به سلامتی تو مینوشم

و تمامی احساسم را همراه سیگاری بعد جام شراب میسوزانم

تا دیگر حسی نسبت به تو نداشته باشم

میروم

با تنی مست

به دنبال هوس

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 19:1  توسط رضا  | 

اسم تو قشنگترین حرف برا جمله ساختنه

.

.

.

.

قشنگترین شبای من شبای با تو بودنه

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 20:9  توسط رضا